دارُ العِماره قلب، در هجوم لشگر شیطان


دارُ العِماره قلب، در هجوم لشگر شیطان

امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«فَإِنِّی أُوصِیکَ ... عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ» (نهج‌البلاغه نامه31)
«فرزندم! سفارش می‌کنم دلت را با یاد خدا زنده کنی».

توضیح قطره‌ای:


خدا روح انسان را به گونه‌ای آفریده که تنها با یاد و توجه به خدا و دستوراتش می‌تواند عمارت (آباد) شود و حیاتش ادامه یابد؛ زاین رو تعبیر به «عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ» اشاره به اهمیت ذکر الله است که بدون آن، خانه قلب ویران می‌شود و در نتیجه: جولانگاه لشکر شیطان.


امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:
«القَلْبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسْکِنْ فِی حَرَمِ الله غیَرَ الله»؛ یعنی قلب حرم خداست، در حرم خدا غیر خدا را جای مده!» (بحارُالانوار، ج67 ص25)


شخصی از امیر مومنان علی(علیه‌السلام) سوال کرد شما چگونه به این مقام رسیدید؟ حضرت فرمودند: جلوی در خانه دل نشستم و غیر خدا را راه ندادم.


امام باقر(علیه‌السلام) هم فرمود:
یکی از امور مشکل: «ذِکْرُ اللهِ عَلَی کُلِّ حَال»(ذکر خدا در هر حال و حالتی) است و ‌فرمود: ذکر خدا آن است که اگر عاصی تصمیمی بر معصیت بگیرد، خداوندعزّوجلّ را یاد کند تا یاد خدا میان او و آن‌معصیت حائل شود و این همان چیزی است که خدا در قرآن فرموده است:
«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُّبْصِرُونَ» (اعراف/201)
«پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند، به یاد خدا و پاداش و کیفر او می‌افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بینند و) در این هنگام بینا می‌شوند». (بحارالانوار، ج90، ص151)

پس این ماه مبارک رمضان را دریابیم، و به آبادانی وجود بیاندیشیم و اقدام نمائیم؛ شاید ماه رمضان آخرمان باشد ....




سه گانه تقوا براساس زیست سه پیامبر


سه‌گانه تقوا براساس زیست سه پیامبر:

1- تقوای ستیز
2- تقوای گریز
3- تقوای پرهیز


توضیح قطره‌ای:
1- ستیز
            آن است که در صحنه بمانی و با مظاهر گناه مبارزه کنی و محیط سالمی ایجاد کنی.

2- گریز
           آن است که از محیط گناه آلود دوری کنی.

3- پرهیز
            آن است که بتوانی در محیط گناه آلود،خودت را پاک نگهداری.

- گاهی ابراهیم وار با گناه و شرک و بت پرستی مقابله و ستیز کنی و بت شکن شوی.

- گاهی یوسف وار باید از صحنه گناه فرار کنی و راه گریز را برگزینی.

- گاهی هم باید مانند موسی در کاخ فرعون بمانی و سکوت کنی و فقط خودت را حفظ کنی.

 



ای که پنجاه رفت و در خوابی!


ای که پنجاه رفت و در خوابی!

امام علی علیه‌السلام:
«أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْب یُسَارُبِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ» (نهج‌البلاغه حکمت64)
«اهل دنیا همچون کاروانیانی هستند که آنان را به سوی مقصدی می‌برند و آنها در خوابند».


توضیح قطره‌ای:
حضرت در این کلام حکیمانه تشبیه جالبی درباره غافلان اهل دنیا دارد. می‌دانیم دنیا مسیر آخرت است و در این مسیر منزلگاه‌هایی است که در آنجا باید زادوتوشه برای آخرت برگرفت تا هنگامی که انسان به مقصد می‌رسد دستش خالی نباشد؛ ولی دنیاپرستانی که در تمام عمر به دنیا مشغول‌اند، همچون کسانی هستند که بر مرکب سوار و در خوابند و ساربان آنها را به سوی مقصد می‌برد.
انتهای این مسیر همان مرگ است آنها زمانی که سیلی اجل در گوششان نواخته شود از این خواب غفلت بیدار می شوند و تهی‌دست به سوی آخرت می‌روند.



مگر این چند روزه دریابی!

آن امام همام می‌فرماید:
«النّاسُ نِیامٌ فَإذا ماتُوا انْتَبَهُوا» (خصائص‌الأئمة، ص112)
«مردم در خوابند هنگامی که بمیرند از خواب بیدار می‌شوند».
ماجرای میان زندگی دنیا و آخرت همین ماجرای زندگی خواب و بیداری است. چنان‌که بعد از بیدارشدن از خواب به آنچه در آن خواب بر ما گذشته از بی‌اساس‌بودن آن متحیر شده و خیالمان آسوده و حسرت‌زده می‌‌شود. مرگ هم بیداری از این دنیا و چشم‌گشودن به حیات حقیقی است که تعجب و حسرت ما را بر آنچه بر ما گذشته و خیالاتی که ما را بر خود مشغول داشته، بر می‌‌انگیزد.
به بیان دیگر بازار «انسان‌»ها مانند تجارت‌خانه سرمایه‌دارانی است که بازارشان محدود و سرمایه‌شان نسبت به گذر زمانی که از دست می‌رود (سرمایه عمر)، کوتاه و زیان‌بار است. سرمایه اصلی همان ساعت‌ها، شب‌ها و روزهای عمر آنهاست و هرگاه در این مدت در خواب باشند سرمایه از دست می‌رود و تجارتی حاصل نمی‌شود.
به گفته شاعر (میرزای نوغانی خراسانی):
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم            جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم

 



انواع حق الناس و راه اداء آن



انواع حق الناس و راه اداء آن

حق الناس ها به چهار دسته تقسیم می شوند:


1-  حق الناس مالی
2-  حق الناس جانی
3-  حق الناس آبرویی
4-  حق الناس اضلالی و گمراه کردنی


توضیح قطره ای:

1- نسبت به حق‌الناس مالی، باید آنچه را که به گردن دارد، نسبت به آن شخص پرداخت کند و پس بدهد و اگر او را نمی‌شناخت باید از طرف او رد مظالم و صدقه بدهد.

2- نسبت به حق‌الناس جانی، باید به آن شخص مراجعه کند و اگر به جسم او صدمه‌ای زده از او حلالیت بطلبد و یا دیه آن را بدهد و یا قصاص شود.

3- نسبت به حق‌الناس آبرویی، اگر آبروی شخصی را مثلا با غیبت کردن ریخته است باید اگر به او مراجعه کند مفسده‌ای ندارد و دعوا نمی‌شود و او ناراحت نمی‌شود باید به او بگوید و حلالیت بطلبد و اگر مفسده دارد باید از طرف او و به نیت او استغفار کند و کارهای خوبی انجام دهد و تا جایی که می‌تواند از اثر این آبرویی که ریخته شده است کم کند.

4- در مورد حق الناس اضلالی و گمراه کردنی، باید تلاش کند کسانی را که گمراه کرده است به راه برگرداند و کار اشتباه خود را جبران کند.

- به ترتیبی که بیان شده آسان‌ترین نوع حق‌الناس؛ مالی هست و سخت‌ترین نوع آن حق‌الناس اضلالی و گمراه کردن دیگران است که از همه بدتر است و متاسفانه به این مورد در فضای مجازی با شبهاتی که هست خیلی‌ها را گمراه می‌کنند.

- در هر صورت شخصی که حق‌الناس به گردن دارد باید تمام تلاش خود را انجام دهد که آنها را رفع و حل کند و آنجایی را که نتوانست با خیرات زیادی که انجام می‌دهد ان‌شاء الله خداوند رضایت آنها را خواهد گرفت.




چهار سنت ابدی خدا، در پوشش چهار نعمت موقت!



چهار سنت ابدی خدا، در پوشش چهار نعمت موقت!

امام علی (علیه‌السلام):
«کَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالاْحْسَانِ إِلَیْهِ، وَمَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِ، وَمَفْتُونٍ بِحُسْنِ آلْقَوْلِ فِیهِ. وَمَا آبْتَلَی آللّهُ سُبْحَانَهُ أَحَداً بِمِثْلِ الاْمْلاَءِ لَهُ» (نهجالبلاغه حکمت260)
«چه بسیارند کسانی که به‌وسیله نعمت به آن‌ها غافلگیر می‌شوند و به سبب پرده‌پوشی خدا بر آن‌ها مغرور می‌گردند و براثر تعریف و تمجید از آنان فریب می‌خورند و خداوند هیچ‌کس را به چیزی مانند مهلتدادن (و ادامه نعمت‌ها و ترک عقوبت) آزمایش نکرده است».


توضیح قطره ای:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه و پرمعنا ضمن اشاره به چهار سنت یا تکنیک راهبردی الهی، به چهار نعمت مهم اشاره کرده است:
1-  سنت استدراج در پوشش «احسان پروردگار»
جمله اوّل اشاره به افراد طغیانگر و فاسد و مفسدی است که خداوند به آن‌ها نیکی فراوان می‌کند و ناگهان همه را از آن‌ها می‌گیرد تا مجازاتشان دردناک‌تر باشد.
2-  سنت استتار در پوشش «چشم پوشی موقتی از خطاها»
جمله دوم اشاره به کسانی است که خدا بر اعمال زشت آن‌ها پرده می‌افکند اما آن‌ها به جای استفاده از این ستر الهی، مغرور می‌شوند و به کارهای خلاف خود همچنان ادامه می‌دهند و ناگهان خداوند پرده را بر می‌افکند و آن‌ها را رسوا می‌سازد.
3-  سنت افتنان در پوشش «انداختن ذکر خیر کسی بر زبان انسان‌ها»
جمله سوم اشاره به کسانی است که ذکر خیر آن‌ها بر زبان همه مردم جاری می‌شود و این‌ها براثر آن غافل می‌گردند و این غفلت سبب انحراف آنان می‌شود، ناگهان خداوند وضع آن‌ها را آشکار می‌سازد و ذکر خیر تبدیل به ذکر شر می‌شود.
4-  سنت املاء در پوشش «مهلت‌دادن به مجرم»
جمله چهارم اشاره به کسانی است که کارهای خلاف انجام می‌دهند؛ ولی خداوند همچنان به آن‌ها مهلت می‌دهد؛ اما این مهلت الهی نه‌تنها سبب بیداری‌شان نمی‌گردد بلکه بر غفلت آنها می‌افزاید و ناگهان خداوند مهلت را از آنان می‌گیرد و چنان مبتلایشان می‌سازد که رسوای خاص و عام شوند.




ماجرای بوسیدن دست خدا!

 


ماجرای بوسیدن دست خدا!

امام علی‌علیه السلام:
«إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ؛ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ؛ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَی اللَّهَ» (حکمت 304 نهج البلاغه)
یعنی «نیازمندی که به تو روی آورده فرستاده‌ای از طرف خداست. پس کسی که از یاری او دریغ کند، از خدا دریغ کرده، و آن کس که به او بخشش کند، به خدا بخشیده است.»


توضیح قطره‌ای:
امام علی (علیه‌السلام) در این گفتار حکیمانه برای تشویق کمک به نیازمندان، شخص نیازمند را فرستاده خدا! معرفی می‌کند.
این تعبیر نهایت لطف خدا را به کسانی نشان می‌‌دهد که به نیازمندان کمک می‌کنند و در ضمن، این پیام را به ما می‌دهد که مسکین و مستمند را هرگز خوار نشمریم و کمترین اهانتی به او روا نداریم و اگر کمکی می‌کنیم خالی از هرگونه منت و آزار و اهانت باشد؛ زیرا او فرستاده خداست و کسی که به رسول و فرستاده دیگری اهانت کند، گویا درواقع به فرستنده اصلی اهانت کرده و همچنین کسی که رسول دیگری را احترام و اکرام کند فرستنده رسول را اکرام و احترام کرده است.
نظیر این پیام را در سنت قرض داریم. با اینکه مالک حقیقی تمام عالم هستی خداست و از همگان و همه چیز بی‌نیاز است و هرچه ما داریم از او داریم، با این حال انفاق در راه خدا را «قرض به خداوند» تعبیر کرده است:
«مَّنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافآ کَثِیرَةً» (بقره/245)
«کیست که به خدا قرض‌الحسنه دهد (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند) تا خدا آن را برای او، چندین برابر کند؟»
و در آیه‌ای دیگر:
«مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ» (حدید/11)
«کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که به او ارزانی داشته انفاق کند) تا خدا آن را برای او چندین برابر کند؟ و برای او پاداش پرارزشی است.»
از امام سجاد علیه‌السلام نقل شده هنگامی که چیزی به فقیر می‌داد دست سائل را می‌بوسید و می‌فرمود:
«فَقَالَ لَسْتُ أُقَبِّلُ یَدَ السَّائِلِ إِنَّمَا أُقَبِّلُ یَدَ رَبِّی إِنَّهَا تَقَعُ فِی یَدِ رَبِّی قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِی یَدِ السَّائِلِ» (الأمالی (للطوسی)، ج1، ص673)
یعنی «من دست سائل را نمی‌بوسم بلکه دست پروردگارم را می‌بوسم؛ زیرا صدقه قبل از آنکه در دست فقیر بیفتد در دست پروردگار قرار می‌گیرد.»

-


رام کردن نَفسِ سرکش

 

رام‌‌کردن نَفسِ سرکش


امام علی علیه السلام : 
«مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ»
یعنی «هرکس به حساب نفس خود رسیدگی کند، بر عیب‌هایش آگاه شود.»
(عیون الحکم والمواعظ ص435، ح7512)


توضیح قطره ای:
برای سالم سازی و نگهداری هرچیزی باید برنامه داشته باشیم. البته میزان توجه و رسیدگی بستگی به اهمیت ما به آن مورد دارد. مثلاً برای نگهداری خودروی خود برنامه های منظم داریم و به‌موقع روغن تعویض می کنیم و...؛ اما می‌دانیم هرچه شیئی با ارزش تر باشد، برنامه های نگهداری از آن هم دقیق تر خواهد بود. مانند انسان که به سالم سازی و نگهداری «خود» نیاز دارد.
یکی از راه های عیب یابی انسان، محاسبه نفس است. بدیهی است که هرچه به نیازهای خود آگاه تر باشیم عیب ها بهتر  شناسایی خواهند شد؛ لذا برای سالم‌ماندن روح از آسیب ها به سیستم محاسبه نفس (عیب یابی یا آگاهی از عیب ها) نیازمندیم.
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد!
 پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی درحالی‌که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند».
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم‌دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز!»


تقابل شیطان و انسان: مدیریت و برنامه ...



تقابل شیطان و انسان: مدیریت و برنامه ...



«إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» (فاطر/6)
«البته شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید».




توضیح قطره‌ای:

 
شیطان، دشمن قسم‌خورده انسان است و مهم‌ترین دارایی انسان در برابر شیطان، ایمان به خداوند است.
شیطان تلاش می‌کند انسان را به کارِ غیراهمّ مشغول کند و یا اگر مشغول به کار اهّم شد او را مأیوس کند و اگر انسان بر یأس غلبه کرد، انگیزه‌های دیگری مثل حرص و حسد به دنیا و رقابت مادی و این قبیل انگیزه‌ها را می‌آورد؛ یعنی بی‌تردید شیطان انسان را رها نمی‌کند و تدبیر هم دارد.
 شیطان اگر بتواند، نمی‌گذارد بکاری! اگر کاشتی نمی‌گذارد جوانه بزند! اگر جوانه‌اش زد، نهالش را می‌شکند! بالأخره یک کِرْمی در میوه‌اش می‌گذارد و نمی‌گذارد کار به نتیجه برسد و برای این هدف، تدبیر و برنامه‌ریزی می‌کند.  بنابراین، مقابل? با شیطان (برای اینکه انسان بتواند از فرصت ها استفاده کند و آن کاری را که خدای متعال می‌خواهد، به بهترین شکل انجام بدهد)، نیاز به تدبیر و محاسبه و مراقبه و کنترل خود انسان دارد و بدون این، شدنی نیست.
بنابراین، برای موفقیت در مسیر مقابله با شیطان، لازم است دو مسئله را بدانیم: روش‌های فریب شیطان و امکانات انسان برای مقابله.
«از شرّ شیطان به خداوند مهربان پناه می‌بریم».


«کثرت» یا «کیفیت»؟ مسئله این است!

 


«کثرت» یا «کیفیت»؟ مسئله این است!

«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (الملک/2)
«آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‏کنید».


 

توضیح قطره ای:
خداوند سبحان در آیة شریفة بالا، معیار آزمون انسان‌ها را در «نیکوترین عمل» قرار داده است.
وقتی می‌‌فرماید: «أَحْسَنُ عَمَلًا» (نه «اکثر عملاً») به «کیفیت» عمل اشاره کرده است نه «کمیت».
خدای سبحان از ما «عمل» می‌خواهد؛ ولی نگاهش عمل «بهتر» است نه صرفاً‌ بیشتر!
در هر چیزی این قاعده مطرح است؛ مثلاً یک نفر دو دقیقه حرف می زند که بعد ده ساعت می شود آن را شرح داد، و دیگری ده ساعت حرف می‌زند که دو دقیقه نمی شود از آن خلاصه گرفت!
این فرق میان کیفیّت و کمّیت است.
امام حسن عسکری علیه السّلام در این‌باره می‌فرماید:
«لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ» (تحف‌العقول، ص448)
«عبادت‌کردن به زیادیِ روزه و نماز نیست؛ بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است».



لحظه ای برای تامّل


لحظه ای برای تامّل


یک سنگریزه توی کفش ، یا توی جوراب، آدمی رو از حرکت باز می دارد (و اذیت می کند).

کمترین نامهربانی و بد اخلاقی نسبت به عزیزانمان و اطرافیان (پدر ، مادر و همسر و مَردم...) ما را از آرامش روحی باز می دارد و مانع رشد و حرکت می شود  ...
سنگریزه ها رو دریابیم !



   1   2   3   4   5   >>   >