آزمایش انسان در گردونه بلا و آرامش


آزمایش انسان در گردونه بلا و آرامش
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
« إِنْ أَصَابَهُ بَلاَءٌ دَعَا مُضْطَرّاً، وَإِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ أَعْرَضَ مُغْتَرّاً » (نهج البلاغه حکمت 150)
« (از کسانى مباش که) اگر بلایى به او برسد همچون بیچارگان دست بر دعا مى دارد و اگر وسعت و آرامشى به وى دست دهد با غرور از خدا روى گردان مى شود. »

توضیح قطره‌ای:
امام علیه‌السلام در این سخن حیکمانه به ضعف ایمان و غلبه هوای نفس در برخی افراد اشاره دارد که آدم‌ها به هنگام بلا و مصیبت متضرعانه دست به دعا بر می دارد، و به هنگام آرامش از خدا روی بر می تابد.
درست همان چیزى که قرآن مجید کراراً به آن اشاره کرده مى فرماید: «فَإِذَا رَکِبُوا فِى الْفُلْکِ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ» (عنکبوت/65) «هنگامى که سوار کشتى شوند، خدا را با اخلاص مى خوانند، (و غیر او را فراموش مى¬کنند) امّا هنگامى که خدا آنان را به خشکى رساند و نجات داد، باز مشرک مى شوند»
در آیه دیگری خدای سبحان می فرماید: «هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا کُنْتُمْ فِى الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیح طَیِّبَة وَفَرِحُوا بِهَا جَآءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَآءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکَان وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ * فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ یَبْغُونَ فِى الاَْرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ» (یونس/22و23) «او کسى است که شما را در صحرا و دریا سیر مى دهد؛ زمانى که در کشتى قرار مى گیرید و بادهاى موافق کشتى نشینان را (به سوى مقصد) مى برد خوشحال مى شوند، (ناگهان) طوفان شدیدى می وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها مى آید؛ و گمان مى¬کنند هلاک خواهند شد؛ (در آن هنگام) خدا را از روى خلوص عقیده مى خوانند که: اگر ما را از این گرفتارى نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهیم بود؛ اما هنگامى که خدا آنها را رهایى بخشید (بار دیگر) به ناحق، در زمین ستم مى کنند».
-


تناقض رفتاری


تناقض رفتاری
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
« إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً، وَإِنْ صَحَّ أَمِنَ لاَهِیاً» (نهج البلاغه حکمت 150)
« (از کسانى مباش که) هرگاه بیمار مى شود (از اعمال زشت خود) پشیمان مى‌گردد و اگر تندرست باشد احساس امنیت مى‌کند و به لهو و لعب مى‌پردازد»



توضیح قطره‌ای:
امام علیه‌السلام در این سخن حیکمانه به ضعف ایمان و غلبه هوای نفس در برخی افراد اشاره دارد که آدم‌ها هرگاه بیمار می‌شوند، پشیمانی به آنها دست می‌دهد؛ اما وقتی صحت و سلامتی را به دست می‌آورند همه چیز را فراموش می‌کنند به بطالت عمر می‌پردازد.
آنها به هنگام بیمارى چون چهره مرگ را در نزدیکى خود مى‌بینند، ندامت به آنها دست مى‌دهد و به فکر توبه از گناه و جبران اعمال سابق خویش مى‌افتند؛ اما همین که از بستر بیمارى برخاسته و تندرستى به آنها بازگشت آن حالت به کلى زائل شده و خود را در هاله‌اى از امن و امان مى‌بینند و به لهو و لعب مشغول مى‌شوند.
این فراموشکارى سریع و تناقض در دو حال نزدیک به هم نیز نشانه سطح فکر کوتاه آنها و ضعف ایمان ایشان است.
خداوند انسان را در زندگى گرفتار مشکلات و مصائب و بیمارى‌ها مى‌کند تا به آنها هشدار دهد از خواب غفلت برخیزند؛ اما افسوس که این بیدارى براى بسیارى از مردم زودگذر است. هنگامى که آن مشکلات برطرف مى‌شود بلافاصله در خواب غفلت فرو مى‌رود.



غلبه هوای نفس



غلبه هوای نفس
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
« یَکْرَهُ الْمَوْتَ لِکَثْرَةِ ذُنُوبِهِ-  وَ یُقِیمُ عَلَى مَا یَکْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ أَجْلِهِ » (نهج البلاغه حکمت 150)
« (از کسانى مباش که) از مرگ به سبب زیادى گناهانش متنفر است؛ اما به اعمالى ادامه مى دهد که مرگ را به سبب آن ناخوش مى دارد»



توضیح قطره‌ای:
امام علیه‌السلام در این سخن حیکمانه به ضعف ایمان و غلبه هوای نفس در برخی افراد اشاره دارد که آدم‌ها بخاطر کثرت گناهان از مرگ می‌ترسند؛ اما همچنان به گناهان خود ادامه می‌دهد.
این نیز تناقض دیگرى در زندگى آنهاست؛ از یک سو هنگامى که سخن از مرگ به میان مى‌آید وحشت دارد، زیرا نامه اعمال خود را سیاه مى‌بیند ولى به جاى توبه و اصلاح مسیر خویش باز به همان گناهان ادامه مى‌دهند. این تناقض نیز در فکر و عمل به سبب ضعف ایمان و غلبه هواى نفس است.
قرآن مجید درباره گروهى از یهود مى‌فرماید:
«وَلَنْ یَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ» (بقره/95) «ولى آنها، به خاطر اعمال بدى که پیش از خود فرستاده‌اند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد».
همچنین در آیه بعد نیز مى‌فرماید:
«یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَة وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ یُعَمَّرَ» (بقره/96) «(تا آن جا) که هر یک از آنها آرزو دارد هزارسال عمر به او داده شود؛ در حالى که این عمر طولانى او را از کیفر (الهى) باز نخواهد داشت».



ضعف ایمان و اراده


ضعف ایمان و اراده
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
« یُحِبُّ الصَّالِحِینَ وَ لَا یَعْمَلُ عَمَلَهُمْ - وَ یُبْغِضُ الْمُذْنِبِینَ وَ هُوَ أَحَدُهُمْ» (نهج البلاغه حکمت 150)
« (از کسانى مباش که) صالحان را دوست دارد ولى عمل آنها را انجام نمى دهد و گنهکاران را دشمن مى شمارد ولى یکى از آنهاست »



توضیح قطره ای:
امام علیه‌السلام در این سخن حیکمانه به ضعف ایمان در برخی افراد اشاره دارد که آدم‌های نیکوکار را دوست دارند ولی خودش نیکوکاری نمی‌کنند و از دشمن بدش می‌آیید ولی رفتار و گفتارش به گونه‌ای است که انگار خودشان یکی از آنهاست.

این نوع رفتار در واقع نوعى تناقض در فکر و عمل است؛ از نظر تفکر عشق به صالحان دارند- لابد به موجب اعمال صالح آنها-؛ ولى از نظر عمل آنچه را بدان عشق مى‌ورزیده کنار مى‌گذارند. همچنین در نقطه مقابل به سبب اعمال ظالمان، عاصیان و فاسقان از آنها متنفر است، در حالى که در مقام عمل، همان اعمال انجام می‌دهد. ممکن است به آن شدت نباشد؛ ولى به هر حال با دیدى کلى عمل آنها هماهنگ با اعمال کسى است که از وى متنفرند. این تناقض به راستى عجیب، و نشانه ضعف ایمان و اراده و غلبه هواى نفس است.
در صحیفه سجادیه امام سجاد علیه السلام نیز در ضمن دعاى بیست و چهارم مى‌خوانیم: «لا تَجْعَلْنی مِمَّنْ یُحِبُّ الصّالِحینَ وَلا یَعْمَلُ عَمَلَهُمْ وَیُبْغِضُ الْمُسیئینَ وَهُوَ أحَدُهُمْ» «خداوندا مرا از آنها قرار نده که صالحان را دوست دارند ولى اعمال آنها را انجام نمى‌دهند و گنهکاران را دشمن می‌دارند ولى خودشان در عمل همچون آنها هستند».



ایمان بدون عمل


ایمان بدون عمل
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
« یَنْهَى وَ لَا یَنْتَهِی وَ یَأْمُرُ بِمَا لَا یَأْتِی‏» (نهج البلاغه حکمت 150)
« دیگران را پرهیز مى ‏دهد اما خود پروا ندارد ، به فرمانبردارى امر مى ‏کند اما خود فرمان نمى ‏برد»


توضیح قطره ای:
امام علیه‌السلام در این سخن حیکمانه به انسان‌هایی اشاره دارد که دیگران را نهی می‌کنند اما خودش نهی‌پذیر نیست، دیگران به کار خوب هدایت می‌کند اما خودش انجام نمی‌دهد.
بدیهی است اگر انسان کسی را به چیزی امر کند به یقین به سبب آثار خوب و برکات آن است. با این حال اگر عاقل باشد چرا خودش از آن بهره نگیرد و اگر دیگری را از کاری باز می‌دارد لابد به سبب زیان‌های آن است، با این حال چرا خودش پرهیز نکند. آیا این بی‌توجهی دلیل بر آن نیست که ایمان درستی به گفته‌های خود ندارد؟
خدای سبحان در مقام سرزنش این گونه افراد می‌فرماید:
« أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ» (بقره/44)
«آیا مردم را به نیکى (و ایمان به پیامبرى که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت مى‏ کنید، اما خودتان را فراموش مى‏ نمایید؛ با اینکه شما کتاب (آسمانى) را مى ‏خوانید! آیا نمى ‏اندیشید؟!».


   1   2   3   4   5   >>   >